السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
159
تحرير الوسيلة (فارسى)
نباشد نيست ، گرچه مورد تأمل است و اگر هر دو زنده باشند و براى زنده ماندن مادر و جنين خوفى باشد بايد انتظار كشيد تا قضاء الهى واقع شود . ( 1 ) مسألهء 8 - دفن در زمينى كه اصل يا منفعت آن غصبى است ، جايز نيست و از جمله زمينهاى غصبى زمينهائى است كه براى غير دفن ، وقف شده و ( همچنين ) زمينى كه مورد تعلق حق ديگرى است ، مانند زمينى كه به رهن گذاشته شده و بدون اذن مرتهن ميت را در آن دفن نمايند و احتياط اولى آنست كه در قبر ميتى كه هنوز نپوسيده دفن نشود و البته نبش قبر براى اين هدف جايز نيست . و دفن در مساجد در صورتى كه ضررى براى مسلمين نداشته و مزاحم براى نمازگزاران نباشد مورد كلام است و احتياطا بلكه بنابر اقوا جايز نيست . ( 2 ) مسألهء 9 - دفن كفار و اولاد آنها در قبرستان مسلمين جايز نيست حتى در صورت دفن ، بايد نبش قبر شوند ، مخصوصا اگر وقف مسلمين باشد و همچنين دفن مسلمان در قبرستان كفار جايز نيست و اگر در اثر معصيت يا فراموشى در آن دفن شود بنابر اقوا نبش قبر او جايز است خصوصا وقتى كه باقى بودنش در قبرستان كفار براى او هتك باشد ، كه بايد نبش شده و انتقال داده شود . ( 3 ) مستحبات و مكروهات دفن ( 4 ) اما مستحبات چند چيز است : ( 5 ) از آن جمله است - گود كردن قبر تا حد ترقوه [ 62 ] يا قامت انسان . ( 6 ) و از آن جمله است - قرار دادن لحد در زمين سخت ، به اينكه زير ديوارهء طرف قبلهء قبر به اندازه جسد ميت كنده شود و ميت را در آن قرار دهند . و در زمين سست شكافى در وسط قبر به صورت نهرى كنده ميت را در آن قرار مىدهند و روى آن سقف مىزنند . ( 7 ) و از آن جمله اينكه - قبل از آنكه در قبر قرار بگيرد ، جنازهء مرد را در پايين پاى قبر و جنازهء زن را در جلوى قبر در طرف قبله قرار دهند . ( 8 ) و از آن جمله اينكه - ناگهانى و با شتاب او را در قبر وارد نكنند ، بلكه به فاصلهء دو يا سه ذراع كنار قبر قرار مىدهند و بعد از صبر مختصر ، مقدار كمى جلوتر مىآورند و صبر مىكنند سپس او را در لبهء قبر قرار مىدهند تا آمادگى براى سؤال پيدا كند ، زيرا قبر داراى هولهاى عظيم و بزرگى است كه از آنها ، پناه به خدا مىبريم . سپس او را از تابوت بيرون آورده و با سر اگر مرد باشد و به پهنا اگر زن باشد و با مدارا وارد قبر مىكنند .